1-موقعیت جغرافیایی
 
هَفشِجان یکی از شهرهای باستانی ایران، واقع در استان چهارمحال و بختیاری، 15 کیلومتری جنوب غربی شهرکرد، مرکز کنونی استان و 115 کیلومتری مغرب اصفهان و در دامنه کوه جهان بین(کوه هزار چشمه) در ارتفاع بالای 2058 متری از سطح دریا واقع شده­است. هفشجان در مختصات جغرافیایی، 50 درجه و 47 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 13 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. ارتفاعات بُزلَر و جهان­بین این شهر را در بر گرفته­اند. در دوران معاصر، هفشجان به صورت یکی از چند مرکز جمعیتی با جمعیتی چند ده هزار نفری می‌باشد و به عنوان شهر صنعتگران بزرگ ایران ارایه خدمات به تمام پروژه‌های بزرگ صنعتی کشور و ناحیه‌ای به روستاهای اطراف شهر را ایفا می‌کند. شهر کوچک طاقانک و روستاهای شمس‌آباد، مصطفی آباد، بهرام آباد، نوآباد، سیرک و منطقه مسکونی کارخانه قند در زیر حوزه نفوذ شهر هفشجان قرار دارند.
 
2-پیشینه
 
2-1-پیش از تاریخ
 
هفشجان، دارای پیشینه تاریخچه­­ای کهن است. عرصه وسیع پیش از تاریخی هفشجان که در چندین هزار هکتار از شمال غربی تا جنوب شرقی شهر کنونی هفشجان به طول 12 کیلومتر گسترش یافته­استمملو از میلیون­ها قطعه سفال تاریخ از عصر نوسنگی به بعد، ابزارهای سنگی ابتدایی بشر همچون اُبسیدین و فِلینت و نیز ده­ها سکونتگاه باستانی است که همگی از پیشینه 9000 ساله هفشجان خبر می­دهد.
 
بقایای شاهراه­های باستانی، کتیبه­های نیمه تصویر نگاری و نیز ده­ها تپه­ی نوسنگی تا تاریخی، همگی بیانگر پیشینه کهن هفشجان است. بنابراین به مجموعه باستانی وسیع چند هزار هکتاری از شمال غربی تا جنوب شرقی شهر کنونی هفشجان که شامل تپه­های باستانی می­باشد مشهور به هفشجان کهن است. این هفشجان کهن در واقع در سطح این دولت شهر تاریخی و دوره نوسنگی نیز به عنوان یکی از بزرگترین جوامع مسکونی و انسانی جهان محسوب می­گردد.
 
این هفشجان کهن به نام پارسی هوشنگان یعنی مکان هوشنگ پادشاه پیشدادی و کاشف آتش و محل اجرای جشن سده شهرت دارد. هوشنگان بعدها به هوشگان که مخفف آن است تبدیل و در دوره اسلامی بر اثر تاثیر زبان عربی به هَفشِجان یا هفشه­جان معرب شده­است.
 
2-2-تاریخی و اسلامی
 
2-2-1-میانی اسلامی
 
اما هفشجان جدید، در واقع همان نژاد مردمان امروزی شهر هفشجان است. پیشینه این هفشجان جدید نیز حدود 800 سال قدمت دارد. هفشجان جدید بعد از سقوط سلسه­های ترک سلجوقی، غزنوی و خوارزمشاهی، از مرغزار هزارخانی یا سرزمین هزارچشمه که بصورت شکارگاه در سه قرن بود، از عصر اتابکان یعنی قرن هفتم هجری قمری/ششم هجری شمسی/سیزدهم میلادی دوباره مورد سکونت قرار گرفت. مردمان جدید در این دشت که به دشت هوشنگی معروف است شهر جدید هفشجان را بنیان نهادند. مردمان اولیه این شهر درواقع ساکنین محله مرغزار کنونی هستند. این هفشجان در مرغزار ایجاد و گسترش یافت.
 
مردمان هفشجان، بنا به شواهد و اسناد در دوره تیموریان یعنی قرن نهم هجری قمری/نهم هجری شمسی/پانزدهم میلادی بوسیله سرسلسله مُشَعشعیان، بنام میر محمد ابن فلاح مشعشعی از مذهب امام حنفی به مذهب تشیع دوازده امامی گرویدند.
 
در سال 845 هجری قمری، یکی از جنبش های شیعی اثنی عشری(دوازده امامی) در خوزستان بوقوع پیوست. این جنبش که توسط اعراب ایرانی صورت پذیرفت به برپایی یک حکومت مستقل شیعی صوفی مقارن سلسله تیموریان منجر شد. سید محمد بن فلاح مشهور به میر محمد مشعشع یا نوربخش رهبر این جنبش شیعی بود و حکومتی که در هویزه بنیان نهاده شد مشعشیان و آل مشعشع نام گرفت. حکومت مشعشیان شامل مناطق خوزستان و بخشهایی از عراق کنونی است که تا دولت صفویان بصورت یک حکومت خودمختار باقی ماند اما در این دوره تبدیل به بخشی از والیان خوزستان صفوی گردید. درگیری سیدمحمدبن فلاح با اسپند قراقویونلو (حکومت 848-837ه.ق) از مهم ترین جنگهای مشعشیان است.
 
نسب سید محمد بن فلاح بن هیبت الله
 
سید محمد بن فلاح (عالم مفید و عاقل رشید)، معروف به مهدى، (علامه عصر و نادره دهر، فرید زمان و افلاطون اوان) فرزند هبة‏ الله ‏بن حسن بن على‏مرتضى‏ بن سید عبدالحمید نسابة بن ابوعلى ‏فخاربن احمد بن ابوالغنایم‏ بن ابوعبدالله ‏حسین ‏بن محمد بن ابراهیم‏ مجاب‏ بنمحمد صالح‏ بن☪امام موسى‏ کاظم(ع) است.
 
وی در شهر واسط به دنیا آمد و تحصیلات خود را در شهر حله و در مکتب احمد بن فهد حلی (۷۵۷-۸۴۱ق) گذراند. مطابق منابع، سید محمد در مدت کوتاهی به درجات علمی بالایی رسید تا جایی که اجازه تدریس را از استاد خود دریافت نمود.
 
محمد بن فلاح اهل ریاضت و دارای منش صوفیانه بود تا آن جا که یک بار به مدت یک سال در مسجد جامع کوفه معتکف شد و در طول آن مدت غذای وی اندکی آرد جو بود و در این مدت بسیار می‎گریست.
 
سید محمد در کتابش کلام‎المهدی که در سال ۸۶۵ق نگاشته، خود را‌ سیدی‌ نایب مناب مهدی (عج) می‌داند و «و هذا‌ السید المناب عن الغائب» تعبیری است که از خود در این کتاب به کار برده است. وی علاوه بر نایب مهدی‌، خود‌ را‌ «امام امت» هم می‌خواند.

هفشجان

 
میرمحمد در هفشجان
 
میر محمد مشعشع در اوان حکومت خود در هفشجان، به عنوان یکی از مراکز مهم مذهبی بود حضور یافت. در اسناد حضور او در چهارمحال و علاقه وافر او به دیار هزارخانی(هفشجان) حاصل می­گردد. مردمان هفشجان جدید ضمن استقبال از او و بینش وی، سرانجام در قرن نهم هجری قمری/نهم هجری شمسی/پانزدهم میلادی از مذهب تسسنن حنفی به شیعه دوزاده امامی گرویدند.
 
میر محمد مشعشع بخشی از فرزندان خود را در هفشجان مستقر کرد. این سادات مشعشعی، نوادگان امام موسی کاظم(ع)، تحت عنوان سادات حسینی، جلالی، کیانی، کنعانی هفشجانی و... امروزه در این شهر ساکن اند و از اعقاب امام موسی کاظم می باشند. وجود میر محمد به تنهایی بر اهمیت و مرکزیت مذهبی، سیاسی هفشجان حکایت دارد و خود به تنهایی برای بیان این امر کفایت دارد...
 
مردمان هفشجان از این زمان با آغوش باز از تشیع استقبال کردند و در کمتر از صد سال بعد رشد مذهبی و هنری خود را به منصه ظهور رساندند.
 
در دوره مولی علی پسر میر محمد؛ شهرهای نجف، کربلا و حلّه به تصرف مشعشیان درآمد اما رفتار تندگرایانه و ادعای مهدویت او سبب شد قدرت به فرزند دیگر میر محمد یعنی محسن برسد... این مقطع زمانی، دوره استقرار توام با آرامش دولت مشعشعی است. در همین زمان قلمرو این حکومت به اوج گستردگی خود رسید. میر محمد مشعشع در سال 870 هجری قمری فوت نمود.
 
2-2-2-صفویه
 
چهارمحال از ابتدای قرن دهم هجری قمری و با سلطنت صفویان به طور رسمی به شکل محدوده امروزی درآمد. لار وسیع ترین و مهم ترین منطقه چهارمحال است. گندمان، میزدج و کیار نیز به ترتیب در درجه های بعدی وسعت و اهمیت قرار دارند.
 
طبق روال عرفی حاکم مرکزیت همواره در محل لار قرار داشته و نایب مرکزیتی در محل گندمان استقرار یافته است. هفشجان یا لار اصفهان به عنوان مرکزیت لار و کل چهارمحال بوده و گندمان دارای اهمیت نایبی در چهارمحال بوده است.
 
این گسترش اهمیت و مرکزیت بواسطه پیشینه کهن این شهر در تاریخ تشیع دوازده امامی منطقه و نیز سلسله های قبل از صفوی و خالصه تام بودن آن است. از جمله استقرار مشعشعیان و نظام شرعی شیعیان و گسترش این آیین سبب تقویت بنیه مذهبی حکومتی هفشجان یا هوشگان شد و بخصوص در دوران صفویان بر این نماد تاریخی توجه بسیار شد.
 
ساختار حکومتی چهارمحال (دوره صفویه)
 
ساختار حکومتی این منطقه مبتنی بر دو قسماجرایی وقضایی است.
 
ساختار اجرایی
 
چهارمحالِ خاصه در دوران صفویه بر پایه تقسیمات 5 گانه سرزمین اصلی، زیر حوزه سرزمین اصفهان قرار داشت و از آن جهت که اصفهان در دوران شاه عباس اول به پایتختی برگزیده شد. نزدیکی بیش از پیش به دربار صفویه چهارمحال را به صورت ولایتی مهم تبدیل کرد.
 
این ولایت در ابتدای صفویه به علت دوری از پایتخت با استقلال بیشتر اداره می شد و تا حد سلطان در این ملک سیطره حکومتی داشته است. خاستگاه سلطان اغلب از مرکزیت تام محال یعنی هفشجان بود و سلطان ضمن استقلال بیشتر بخشی از خراج حکومتی خود را به دربار قزوین(شاه طهماسب اول) می­فرستاد اما در دوران شاه عباس به بعد والیان حکومتی چهارمحال از سوی دربار منصوب و به مرکز محال فرستاده می­شدند.
 
از نخستین والیان چهارمحال مستقر در هفشجان می توان تاجمیر خان هفشجانی را نام برد. تاجمیر خان امروزه آنچنان معروف هست که به عنوان شخصی بختیاری خوانده می شود اما در هر صورت تاجمیر حاکم این منطقه بود و تثبیت قدرت او در هفشجان صورت پذیرفت. دانگ اول هفشجان یعنی دانگ تاجمیر هم بسیار معروف است.
 
سرزمین هفشجان(هوشنگان) تا پیش از صفویه همواره به عنواناراضی خاصه حکومتی شناخته می شد. قدر مسلم عملاً اداره امور بطور مطلق و همه جانبه با نظر دربار صفوی بود و از دوره شاه عباس اول صفوی مقاموزیر کاملاً جایگزین حاکم شده است.
 
خاندان قائد هفشجانی از حاکمان مسلم و بزرگان چهارمحال متصل هستند. در این ساختار اجرایی، وزیر ولایت چهارمحال گاه به سبب سابقه نظامی و حکومتی با عنوانبیگلر بیگی دربار صفوی قلمداد می شده و از جمله از همه معروف ترقورچی باشی شاهقلی بیگ صفوی، نایب مناب سپهسالار ایران، امامقلی خان و خان ایالت فارس بود که شخصاً از سوی پادشاه ایران به اداره حکومت این منطقه منصوب گردید. احتمالاً شاه عباس اول همچنین بخشی از املاک خاصه هفشجان را تحت تیول و اراضی ضمیمه آن بیگلر بیگی کرد.
 
مقام وزیر چهارمحال به طور جدی در دوران شاه صفی، شاه عباس دوم و شاه سلیمان با نظم و شیوه رایج تری منصوب و مشخص گردیده­است هرچند که در اواخر دوره صفوی و خصوصاً زمامداری شاه سلطان حسین حکومت چهارمحال در مدت کوتاهی چندین حاکم به خود دیده است.
 
پس از مقام وزیر یا حاکم، بالاترین مقام اجرایی در دستداروغه مرکز چهارمحال قرار داشت و براستی اداره کننده هفشجان، داروغه باشی بود. کلانتر میانجی بین داروغه و مقام‌های بالاتر و مردم عادی بود. در روستاهای چهارمحال نیز کدخداها کارهای کلانترها را انجام می‌دادند.
 
ساختار قضایی
 
در این بخش حکومتی، چهارمحال بدون شک از کامل ترین سطح فقهی برخوردار بوده است. و خود به دو موضوعشرعی وعرفی معرفی شده است. در بخش شرعی، شرحمقامات صدور عظام هفشجانکه خود به تنهایی مشتمل بر چندین عالم مذهبی تشیع دوازده امامی بومی این دیار است بخش مجزا و مفصلی را برای توضیح نیاز دارد.
 
مقام صدور عظام یا صدر به عنوان منصب دینی حکومتی محسوب می شده است و در میان اسامی تنی چند از سادات ذوالشأن و صاحب کرامت و تعدادی از علمای اعلام تحت عنوان مجتهدان معاصر دوره صفویه است.
 
صدر بالاترین مقام دینی در دولت را داراست و خود از میان علمای نام‌ور شیعه گزینش می‌شود. قاضی‌های شرع از میانعلمای شیعه (ملاها) گزینش شده و توسط صدر گماشته می‌شوند. از کارهای دیگر صدر رسیدگی به کارهای موقوفات است [خصوصاً موقوفات خاصه املاک چهارمحال]
 
در بخش عرفی، نیز دعاوی دینی که وابسته به نگهداری نظم و امنیت بود از سوی مقامدیوان بیگی بررسی می شده است. دیوان بیگی خاصه چهارمحال با تنفیذ صدرعظام و صدرات پناه تعیین می شده است.
 
از جمله شهید یزدان بخش قائد(ثانی) هفشجانی بزرگ خاندان، قائد هفشجانی از شهدا و عالمان شیعه هفشجانی عصر صفوی است که ظاهراً در ابتدای دوره شاه عباس اول صفوی شهید شده است. قائد یا قاید و کاهید نامهای متدوال این نسب است. قائدی ­ها از بزرگان منطقه لرستان بوده­اند که به هفشجان مهاجرت کرده­اند. از افراد مشهور دوره های بعدی می توان از قاید عبدالحمید، قاید خاجه وردی و قاید خلیفه قلی هفشجانی اشاره کرد.
 
در مجموع چهارمحال سرانجام کاملاً شیعه مذهب گردید. شیعه شدن آبادی­های چهارمحال مقارن با دیگر مناطق عمده کشور از عصر صفوی و خصوصاً 400 سال پیش بوده است در این مقارنه اما هفشجان دوران اوج فرهنگ تشیع را می گذراند و در واقع دویست سال زودتر شیعه دوازده امامی شده بود... هفشجان صفوی هم یگانه قطب تشیع منطقه جبال بود و هم هنر و زیبایی هنرمندان هفشجانی به کمک مذهب آمد. صنعت حجاری و سنگ تراشی در این دوران شکل گرفت و ماحصل آن چندین هزار سنگ قبر، شیر سنگی، بناهای تاریخی و.... بود. این هنر والا که در گورستان بی نظیر بُزلَر هفشجان قابل مشاهده است نشانگر در خدمت بودن هنر برای عقاید تشیع است. نام ائمه دوازدگانه شیعه امامی و عبارات قرآنی و دعایی و خصوصاً نادعلی و مناجات نامه ها و شعارهای مذهبی شیعه و نمادهای آن در این دوره قابل مشاهده است. شیر سنگی از این عصر متداول شد و این خود سمبل قدرت در مذهب تشیع بود و نمادی از شجاعت علی بن ابی طالب امام نخستین شیعیان...
 
هفشجان در دوره جانشینان شاه عباس اول نیز همچنان در اهمیت و مرکزیت تمام ماند. رشد تشیع در این دیار سبب شد تا هفشجان به دارالمومنین اصفهان، صفاهان شهرت بگیرد.
 
روند توسعه مرکز سیاسی، فرهنگی، مذهبی و راهی مرکز محال اربعه متصل در حال ادامه بود که صفوی به آخر رسید؛ افغان حمله کرد و اصفهان سقوط کرد. از این زمان سال 1135 هجری تا 1149 یعنی یکسالگی حکومت نادرشاه افشار حکومت ظاهری والیان در هفشجان ادامه داشت تا آنکه نادر شاه به قدرت رسید.

هفشجان

 
2-2-3-افشاریه، زندیه، قاجاریه، پهلوی و دوره معاصر
 
نادشاه افشار در سال 1149 هجری قمری به دنبال سرکوب شورش بختیاری ها به چهارمحال آمد. نادر از راه دزپارت و پس از گذر و از رخ و دامنه جنوبی دشت لار وارد هفشجان شد اما برخلاف پادشاهان گذشته عمل نمود. نادر با پیگیری سیاست صفویه ستیزی در هفشجان، بیگلر بیگی­های ترک صفوی را عزل و درصدد برآمد تا یک مرکز حکومتی مستقل در میانه دشت لار درست کند تا هم از شر اقدامات حاکمان هفشجانی(طرفدار و مدعی صفوی) راحت و هم قیام بختیاری ها را سرکوب کند.
 
بنابراین نادرشاه ضمن اعمال: 1-سیاست صفویه ستیزی همانطوری که پایتخت را از اصفهان به مشهد برد؛ به دنبال محو نمادهای صفوی گشت 2-بر سیاست قوم گرایی خود هرچند که صفویان نیز مثل خودش ترک بودند تاکید و مراکز ترک نشین را گسترش دا.د 3-کوچ اجباری را نیز صورت داد.
 
این اقدامات نادرشاه هفشجان را برای اولین بار در منطقه نزول داد و این آغازی بر یک زوال است که تا کنون تشدید یافته است. نادرشاه محب علی بیگ قلیچه­ای ترکمان از سرداران خود را در هفشجان ماموریت داد تا در تنها قریه ترک لار، یعنی شَهرک لار که در همسایگی مرکز آن یعنی هفشجان بود مستقر شود و مرکز حکومتی چهارمحال را به آنجا منتقل کند
 
و بعد نیز از همین دزپارت به جنگ با بختیاری رفت و آن­ها را شکست داد؛ در این مدت هفشجان همچنان مرکز راهی، تجاری و مذهبی خود را داشت و عالمان خود را برای ترویج و اموو مذهبی شیعه داشت. حتی نماز جماعت را در هفشجان ادا می­کردند.
 
نادر در اقدام بعدی خود بخش بزرگی از فیلیها(لر کوچک لرسان) را در هفشجان استقرار داد و همزمان بخش بزرگی از خلج ها(ترکان) را به هفشجان منتقل کرد از این زمان هفشجان خود شاهد درگیری های قومی فیلی و خلج از یکسو و اختلافات فارس و ترک و بختیاری بود و مجالی برای وحدت پیش نیامد و فرصت قیام علیه نادر امکان پذیر نبود.
 
بعدها که نادرشاه سردار خود محب علی بیگ را نیز کشت و زندیه آمد. دوران حکومت 10 ساله در شهرک(شهر کیان) به پایان رسید. خاندان ریاحی که به تازگی در منطقه قدرت گرفتند بی واسطه حکومت چهارمحال را در عصر زند بر عهده داشتند و در چالِش تُر مستقر شدند و تا دوران قاجاریه حدود 40 سال حکومت مرکز چهارمحال را داشتند. کریمخان زند به جهت جنگ با بختیاری در این دوران هم در مَرغ گَندمان حضور داشت و هم در مرغ شاه هفشجان. در این دوره هنر حجاری هم کساد بود اما تنها نشانه های هنر این استان را نیز باید در این شهر جستجو کرد و از آنجمله تنها نماد شعر و شاعری استان در عصر زندیه سنگ قبر نفیس قاید خلیفه قلی بن قاید خارجه وردی هفشجانی به سنه 1197 هجری قمری است.
 
دوران زندیه نیز به پایان می رسد و در مجموع دوره های افشاریه و زندیه که اوج هرج و مرج در ایران شده بود و به موقعیت حکومتی هفشجان نیز خدشه وارد شده بود اما ادامه روند مذهبی هفشجان ادامه پیدا کرد. ابتدای قاجاری می رفت که هفشجان اهمیت خود را باردیگر به طور کامل احیا کند اما...
 
با لشکرکشی های آغا محمدخان قاجار و سقوط زندیه، هفشجان اندک مدیدی از سنه 1210 تا 1265 هجری قمری، و آغاز دوره ناصرالدین شاه قاجار موقعیت حکومتی چهارمحال را داشت. در این دوره بخشی از بازماندگان زندیه در فرار از حملات آغا محمد خان از شیراز به قمشه و دهاقان چهارمحالِ منفصلِ اصفهان مراجعه کردند و با سخت تر شدن اوضاع به هفشجان مرکز چهارمحالِ متصل مراجعت کردند و تا کنون نیز در این شهر حضور دارند(طایفه تخت کش ها)
 
زندها آخرین طایفه حضور یافته در هفشجان جدید هستند و مجموعه قومیتی هفشجان در این دوره کامل می شود. فتحعلیشاه بعنوان آخرین پادشاه مشهور حضور یافته در مرغ شاه هفشجان و ارتفاعات شاه نشین بُزلَر هفشجان است.
 
هفشجان این دوره نیز عالمان معاصر و مهم را داشته است. در اواسط قاجاریه بازهم موقعیت هفشجان تضعیف و در اواخر آن با تصرف چهارمحال اصفهان و جایگزینی خوانین بختیاری بجای چهارمحالی(چالش تُری) به اوج رسید. از جمله واقعه سقوط هفشجان در جریان جنگ یکماه پهلوان شهید عوض هفشجانی در مقابل بیش از 8 هزار نفر از قشون خوانین (امیر مجاهد و امیر اشجع) که پس از یکماه با شهادت عوض و همسر شجاعش ماهی خاتون هفشجانی به اوج خود رسید.
 
علمای اصفهان هر یک به نوبه خود این واقعه و جنایات را محکوم کردند بواسطه آن بفرمان مظفرالدین شاه در خصوص تقسیم اراضی میان رعایا و خوانین که پیش از این واقعه صورت گرفته بود اشاره کردند. شهید عوض و ماهی نیز تبدیل به یکی از سمبل های شیعه مذهبی منطقه در اواخر قاجاریه گردیدند.
 
در دوران قاجاریه عالم و مجتهد آیت الله مهدوی الخوانساری از سوی حوزه علمیه نجف اشرف ماموریت یافت تا در چهارمحال اصفهان به نمایندگی از حوزه تشیع و پرداخت به مسائل دینی در مرکز دینی هفشجان حضور یابد و از آن زمان فرزندان آیت الله مهدوی هر یک به عنوان عالمان و دانشمندان زمان خود در هفشجان پرورش یافتند. از جمله می توان به عالم جلیل قدر و شاعر مشهور میرزا احمد مهدوی و برادر گرامیشان آیت الله محمد مهدوی الخوانساری الهفشجانی در دوران معاصر اشاره کرد.
 
در دوره پهلوی هفشجان بارها به عنوان دارالمومنین اصفهان خوانده می شد. از جمله آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی (ره) از بزرگترین مراجع تقلید دوران معاصر و دوره پهلوی بارها هفشجان را به عنوان دارالمومنین خطاب کرده است. (الحق هفشجان دارالمومنین شیعه است)
 
در جریان انقلاب 1357، با حضور نماینده آیت الله سید روح الله خمینی رهبر انقلاب، در هفشجان؛ ضمن تحریک شدن و جرقه ای بر آتش گروه های مذهبی شد و مردم هفشجان در دی ماه 1357 بخصوص با عنوان تنها کانون قدرت مذهبیون چهارمحال و بختیاری در 27 دی 1357 خورشیدی، ضمن حضور در مرکز شهرکرد، آخرین نماد سلطنتی شهرکرد و مجسمه پهلوی دوم را سرنگون و به بخشهای بزرگی از مراکز دولتی حمله کردند.
 
شهر هفشجان در دوران پهلوی و با تشکیل استان چهارمحال و بختیاری در محدوده امروزه هموراه به عنوان یکی از بزرگترین مراکز مذهبی، جمعیتی این استان محسوب می­ شده­است. در اولین سرشماری کشور در سال 1335 هفشجان با عنوان نقطه شهری با جمعیت بیش از 6573 نفر محسوب گردید. اما در تقسیمات اداری-سیاسی کشور سرانجام در سال 1355 در حالی که جمعیت آن از 11153 نفر گذشته بود و چهارمین شهر بزرگ استان چهارمحال و بختیاری محسوب می­شد دارای شهرداری گردید. شهر هفشجان در دوره جمهوری اسلامی با رشد و گسترش بیشتر همراه بوده­است و هم اکنون با جمعیتی در حدود 30000 نفر از بزرگترین و تاثیر گذارترین شهرهای این استان شناخته می­گردد.
 
پس از انقلاب اسلامی ایران و با آغاز جنگ تحمیلی نیز فرماندهان، سرداران و رزمندگان هفشجان در جبهه ایران حضور یافتند. اهدای بیش از 90 شهید در عرصه دفاع مقدس، صنعت و حوادث تروریستی به نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان از ولایتمدار بودن مردمان این دیار است.
 
شهری چند بعدی که هم میراث تاریخی از 9000 سال پیش تا کنون دارد، هم دارالمومنین کهنی محسوب می­شود و هم به پایتخت صنعت جوش جهان شهرت دارد. به امید حفظ میراث هفشجان، یگانه قطب تشیع دوازده امامی منطقه چهارمحال و بختیاری از عصر تیموری تا کنون....
 
 
 
3-آثار تاریخی
 
تپه اسکندری و تپه­های اطراف آن، تپه شهر کهنه، کتیبه گرنوشته، گورستان تاریخی بُزلَر، گورستان ارامنه سیرک، مسجد خلجاء(قلعه)، آجرنوشته عیلامی میانه، شیرهای سنگی سردر پارک ملی، امامزاده شاه منظر خاتون، تپه(چغات) ترابی، تپه(چغات) هوشنگی، تپه(چغات) سیراله، تپه(چغات) شاهقلی­ بیگ و ...
 
3-1-محوطه­های باستانی هفشجان
 
استقرار بیش از 40 سکونتگاه نوسنگی تا تاریخی در دامنه کوه جهان‌بین که از شمال غربی تا جنوب شرقی شهر قرار دارد، نشان از وجود یک عرصه وسیع ماقبل تاریخی است که در چند هزار هکتار گسترش یافته و به‌صورت یک شهر بوده است و چون در این زمان، چنین کلنی بزرگی از جمعیت انسانی در ماقبل تاریخ در هیچ جای دیگر جهان ثابت و گزارش نشده و انسان از مرحله غار نشینی و ده نشینی و کلنی­های چند ده نفر فراتر نرفته بوده، این شهر یعنی شهر پیش از تاریخ هفشجان(نوسنگی) می تواند از نخستین جوامع شهری جهان باشد. کاوش باستان شناسی این پهنه وسیع و ثبت جهانی این شهر پیش از تاریخ خواسته به‌حق هفشجان خواهد بود. به هر حال در این عرصه وسیع ده­های محوطه باستانی مهم وجود دارد و هر کدام نیاز به ثبت ملی دارند. این محوطه­های باستانی قطعاً از مجموعه آثار تارخی ذکر شده فراتر خواهند بود.در اینجا تنها به ذکری مختصر در خصوص اولین و مهم­ترین اثر ملی تاریخی استان چهارمحال و بختیاری اکتفا می­کنیم.
 
تپه اسکندری و تپه­های اطراف آن
 
تپه اسکندری هفشجان به عنوان اولین و کهن­ترین اثر ملی استان چهارمحال و بختیاری به شماره ثبت 886 در تاریخ 1 دی 1348 و مربوط به دوره نوسنگی تا عیلامی است. وجود سفالینه­های پیش از تاریخ تا تاریخی و وفور ابزار سنگی همچون فِلینت و اُبسیدین از استقرار این مکان از هزاره هفتم تا هزاره اول قبل از میلاد خبر می­دهد و بیانگر توالی تمدنی منطقه است.
 
فعالیت­های باستان­شناسی جهانگیر یاسی از مرکز باستان­شناسی ایران در این محوطه باستانی در تابستان 1347 خورشیدی، کهن­ترین و اولین کاوش باستان­شناسی منطقه و استان چهارمحال و بختیاری است. و نیز فعالیت­های موثر باستان شناسی آلن زاگارل در سال 1357 خورشیدی نیز بروی این تپه­ها در پیشینه نگاری این عرصه، مهم و تاثیر گذار بوده­است.
 
براساس شواهد موجود، تپه مرکزی مجموعه چغات های اسکندری هفشجان (محوطه S12) در سال 1375 بار دیگر مورد بررسی سطحی و گمانه‌زنی قرار گرفت. باستان‌شناسان در گمانه‌زنی‌های خود در کمال ناباوری به کتیبه‌ای به خط میخی عیلامی برخورد کردند که وجود یک زیگورات یا چیزی شبیه به آن را به خوبی در این منطقه نشان می‌دهد.با توجه به این کاوش می توان نتیجه گرفت که اگرچه این تپه باستانی متعلق به دوران پیش از تاریخ است و از 9000 سال تا 6000 سال قبل در زمره­ی محوطه­های تاریخی پیش از اختراع خط محسوب می­شود اما کشف کتیبه عیلامی بیانگر تداوم و استمرار تمدنی بزرگ در این منطقه می­باشد و در دوره عیلامی نیز ساختمانی عظیم همچون زیگورات یا معبد الهی را داشته استو یکی از احتمالات مرتبط آن است که ضمن حفظ اصالت عرصه وسیع 9000 ساله هفشجان اما در 3000 سال پیش و در دوره عیلامی میانه این منطقه یکی از پایتخت‌های عیلامیان بوده­باشد.
 
4-وجه تسمیه
 
جهت وجه تسمیه هفشجان یا هوشگان شعر زیر بی مناسبت نیست:
 
این شهر کهن به دوره «سنگ»     گردیده بنا به دست «هوشنگ»
 
آتش چو در این مکان عیان شد    مشهور به شهر «هوشگان» شد
 
هفشجان یا هفشه جان معرب واژه پارسی هوشگان است. کلمه هوشگان نیز مخفف و برگرفته از نام هوشنگیان می‌باشد. هوشنگیان منتسب به هوشنگ پادشاه پیشدادی می‌باشد به طوری که کشف آتش و اجرای جشن سده نیز به او نسبت داده می‌شود، هم اکنون نیز بخش وسیعی از املاک هفشجان در دشتی واقع شده است که بزرگان و ریش سفیدان آن را دشت هوشنگ شاه می‌دانند. علی‌رغم آنکه پیشدادیان ریشه در اساطیر ایران دارد، اما در اینجا کلمه هوشنگیان مشخصاً و الزاماً وجود فردی به نام هوشنگ را به تأیید نمی‌رساند بلکه این عقیده ریشه در ادبیات شفاهی مردم داشته و این گونه تأثیر خود را بر نام این شهر گذاشته است. با این وجود عظمت آثار تاریخی هفشجان و پیشینه تاریخی۹۰۰۰ ساله این شهر اهمیت تاریخی هفشجان را می‌رساند.
 
هوشنگ (hu-shang)
 
کسی که منازل خوب فرهم سازد. هوشنگ در اوستا «هئوشینگه» آمده است که از دو واژه هوش و هنگ است. هوشنگ از پادشاهان پیشدادی است و در اوستا فقره ۲۱ از آبان یشت و در فقره ۲۴ از ارت یشت نام هوشنگ آمده است. فردوسی هوشنگ را به چم هوش و فرهنگ گرفته است.
 
5-زبان و مردم
 
زبان مردم هفشجان فارسی است که با لهجه هوشگانی تکلم می‌شود. لهجه هوشگانی گونه‌ای از فارسی شکسته است و ریشه آن فارسی پهلوی است. به علت مجاورت با ایل بختیاری نیز تعدادی از لغات بختیاری و اقوام دیگر در زبان اهالی هفشجان دیده می‌شود. شهرهای هفشجان، شهرکرد، بروجن و فرخ شهر مراکز مهم فارسی زبان استان چهارمحال و بختیاری محسوب می‌گردند.
 
امروزه بالای ۷۰ درصد از مردم شهر هفشجان به شغل جوشکاری مشغول هستند. آوازه تبحر جوشکاری مردم این شهر به گونه‌ای است که بیش‌ترین و دقیق‌ترین جوشکاری‌های پروژه‌های مهم کشور در زمینه‌های لوله‌های انتقال گاز، نفت و … به آن‌ها سپرده می‌شود و شهر هفشجان را به شهر صنعتگران مشهور کرده است.
 
مردمان هفشجان، مردمانی هنرمند و صنعتگر در ادوار متخلف تاریخی بوده­اند. یکی از این هنرها، هنر سنگتراشی و حجاری هفشجان از عصر صفویه بوده­است که هفشجان را به یگانه قطب صنعت حجاری استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان تبدیل کرده­است و همچنان نیز این شغل بومی در محله سنگتراشها در حال حیات فعالیت است.
 
جوانان هفشجان در مجتمع‌های نفت و گاز پارس جنوبی پالایشگاه‌های آبادان و بندرعباس و طرح‌های خطوط لوله سراسر کشور و حتی خارج از کشور به حرفه جوشکاری اشتغال دارند. جوش استیل، کربن، کاپرنیک و آرگون از انواع جوشکاری حرفه‌ای است که هفشجانی‌ها در ارائه آن تبحر دارند.
 
کیفیت کار متخصصان صنعت جوشکاری و تعداد بالای فعالان این حرفه سبب شده است تا این شهر اکنون به عنوان پایتخت صنعت جوش کشور شناخته شود و تلاش برای ثبت هفشجان در یونسکو به عنوان پایتخت صنعت جوش جهان در حال پیگیری است.
 
در راه اعتلای صنعت ایران، صنعتگران بسیاری از شهر هفشجان جان خود را از دست داده­اند و در این زمینه تا حدود 300 جان باخته از ابتدای ورود صنعت جوشکاری خصوصاً دهه 1330 خورشیدی تا کنون بر آورد شده­است. از آن جمله ده­ها تن از جانباختگان حوادث تصادف صنعتگران ذوب آهن اصفهان در پیش از انقلاب اسلامی، 12 صنعتگر هفشجان در حادثه انفجار سرخس و 8 صنعتگر دیگر در حوادث تروریستی دیاله عراق در دوره معاصر از مهم­ترین حوادث مربوطه بوده­ اند.

در همین زمینه :

ارسال دیدگاه